چرا كودك من ،قد نمي كشد



اولین تحقیقات كمبود روی در انسان مربوط به اواخر دهه ۱۹۵۰ است كه نشان داد تأخیر در رشد، ضایعات پوستی و نارسایی بلوغ در نوجوانان پسر ایرانی و مصری مربوط به كمبود روی است.
به گزارش سلامت نیوز مقدار روی در بدن ۵/۱ تا ۵/۲ گرم است كه بیشتر آن در عضلات، استخوان ها و كبد جمع می شود و مقداری هم در ناخن و پوست و مو یافت می شود.
عنصر روی اساساً به سوخت و ساز مرتبط است. دیده شده است كه مكمل روی تأثیر مثبتی بر رشد كودكان دچار كوتاه قدی تغذیه ای داشته است. كمبود روی یك از مشكلات تغذیه ای شایع در كشور ما به شمار می رود. تمام گروه های سنی از جمله كودكان زیر شش سال، نوجوانان دختر و پسر ۲۰-۱۴ ساله و همچنین زنان باردار از كمبود «روی» رنج می برند. كمبود روی علاوه بر كاهش سرعت رشد در كودكان با تغییراتی در حس بویایی و چشایی همراه است و سبب بی اشتهایی و كاهش وزن می شود.
تأخیر در بلوغ جنسی از دیگر عوارض كمبود روی به شمار می رود. كمبود روی در دوران بارداری می تواند عوارضی همچون سقط جنین، نقص عضو مادرزادی، وزن كم در زمان تولد و زایمان دیر یا زودهنگام را در پی داشته باشد.

● منابع غذایی روی

سازمان بهداشت جهانی و سازمان خواربار و كشاورزی میزان نیاز روزانه روی هر فرد را ۵/۵ گرم اعلام كرده است. اكنون ببینیم روی در كجاها یافت می شود: «روی» در تمام مواد غذایی حیوانی و گیاهی كه منبع خوب پروتئین هستند، وجود دارد.

▪ منابع غنی روی عبارتند از:

صدف، جگر و انواع گوشت ها به ویژه گوشت قرمز (گوشت مرغ و ماهی هم حاوی روی هستند، اما میزان روی در گوشت قرمز بیشتر است) و تخم مرغ، اما حبوباتی مانند لوبیا و عدس، غلات سبوس دار، شیر و مواد لبنی و انواع مغزها نظیر بادام زمینی، گردو، بادام و فندق نیز حاوی عنصر روی هستند، اما به طور كلی قابلیت جذب روی از منابع حیوانی بیشتر از منابع گیاهی است. گفته می شود قابلیت جذب روی از گوشت چهار برابر غلات است. میزان جذب روی بسته به وضعیت روی فرد از ۱۵ تا ۴۰ درصد متفاوت است.

● عوامل كاهش دهنده جذب روی

اگر مس و كادمیوم رقیب اصلی جذب روی به حساب می آیند ولو این كه اثر خود روی را دارند، دریافت بالای آهن و كلسیم جذب روی را كاهش می دهد. جذب روی ممكن است توسط گلوكز، لاكتوز و یا پروتئین سویا كه به تنهایی و یا همراه با گوشت مصرف شود، افزایش یابد.
روی موجود در شیر مادر مانند آهن در مقایسه با شیر گاو از قابلیت جذب بالاتری برخوردار است و این هم شاید خبر خوشی باشد برای مادرانی كه فرزندشان شیر آن ها را می خورد! روی دیگر سكه مصرف روی برای بزرگسالان است به طوری كه گفته می شود مصرف طولانی مدت مكمل روی به مقدار بیشتر از ۱۵ میلی گرم در روز توصیه می شود.
منبع : پارسی طب


 

نوشته شده توسط یلدا در چهارشنبه 20 بهمن1389 ساعت 21:17 موضوع | لینک ثابت


چگونه با کودکان بیش فعال برخورد کنیم؟



 چگونه با کودکان بیش فعال برخورد کنیم؟
کودکم بی قرار،کم توجه و کم دقت است،کلافه شده ام چگونه باید با او رفتار کنم؟

خیلی از والدینی که کودکشان دچار بیش فعالی هستند نمی دانند باید با او چگونه برخورد کنند،راهکارهای پیشنهادی "سلامت نیوز" می تواند کمکی در نوع برخورد والدین با کودک بیش فعال باشد:

1.کودکتان آینه شماست هر رفتاری که انجام دهید او با الگو گیری از شما همان عمل را تکرار خواهد کرد پس اگر می خواهید کودکتان صدایش رابلند نکند خودتان نیز در عمل صدایتان را در حد معقول نگه دارید.
2.احساس دست داده از رفتار او به خودتان را صادقانه به او نشان بدهید مثلا اگر با کاری ناراحتتان کرد این ناراحتی را پنهان نکنید بلکه به او نشان دهید که ناراحت شده اید.
3.فرزندتان را تشویق کنید،برای مثال اگر فرزند شما تکالیف خود را که قبلا به موقع انجام نمی داد اکنون درست و به موقع انجام داده به او بگوئید من از داشتن فرزندی مثل تو که تکالیفش را به  وقت انجام میدهد افتخار می کنم.
4.به آسانی جلوی کودکتان زانو زده و مقابل او بنشینید بگذارید به واسطه حرفایتان توجه او به شما جلب شود نه اینکه به زور او را وادار به این امر کنید.این عمل یکی از مثبت ترین راههای ارتباطی با کودک است.
5.به سخنان او گوش دهید ،نقش یک شنونده خوب را برایش ایفا کنید با گفتن کلماتی همچون من درکت می کنم به او  آرامش را هدیه بدهید.
6.به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید،چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحتتر کنار بیاید.برای مثال اگر قول داده اید بعد از تمیز کردن اطاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و این کارا انجام دهید.
7.وسایل با ارزشی که کودکتان برا بازی به آنها توجه دارد برای آنکه به آنها صدمه ای نرسد از دسترس او دور کنید در این صورت هم خودتان در آرامشیدو هم او خرابکاری نمی کند.
8.حد و مرزی برای روابطتان با فرزند خود قائل شوید مثلا در هر کار شخصی او دخالت نکنید. دستورالعملها ،درخواستها و پاسخهای منفی را تا حد امکان کم کنید تا او دچار ناهنجاری فکری و ذهنی نشود.
9.با او بفهمانید که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد اگر شما به داد و فریاد او برای در خواست چیزی توجه کنید او تصور می کند که به این شیوه به آنچه می خواهد می رسد پس تمام خواست های نا معقول خود را اینگونه بیان می کند.
10.خواست هایتان را راحت و صریح و با ملایمت به گونه ای مثبت با او در میان بگزارید مطمئن باشید حتما انجام خواهد داد برای مثال به جای گفتن در را باز نگذار به او بگوئید عزیزم لطفا در راببند!
11.بگزارید مسئولیت کارهایش را خود به گردن بگیرد،به این ترتیب به او کمک کرده اید تا در مقابل  بر خورد با مشکلات خود تصمیم بهتری بگیرد و در قبال کاری که انجام می دهد  مسئولیت پذیر باشد.
12.زیاد انتقاد نکنید چون نتیجه ای جزخستگی خود را به دست نمی آورید .خواسته های خود را در قالب یک بازی ساده به او بگوئید تا او نیز حین انجام بازی به خواسته شما عمل کند.
13.به او ارزش دهید و به او نشان دهید که او نیز برای شما اهمیت دارد.او را در کارهائی که از پس آنها بر میاد  سهیم کنید به این صورت هم اعتماد به نفس او را به کار انداخته اید هم به شما کمک کرده و هم مسئولیت پذیری در او پرورش می یابد.
14.موقعیت را فراهم کنید تا او خود از حقوقش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید که حق اور را بگیرید او باید خود قادر به این کار باشد.
15.لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید با او شوخی کنید با او بازی کنید و در بازی باعث خنده وی شوید.با یک شوخی ساده می توانید خنده را برای او به ارمغان بیاورید.


 

نوشته شده توسط یلدا در چهارشنبه 20 بهمن1389 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت


ارتباط میان خودکشی کودکان و مشکل روانی والدین

 مطالعات جدید نشان می دهد کودکان والدینی که به شدت از لحاظ روانی بیمار هستند ۹ برابر سایر کودکان والدینی که از نظر روانی سالم هستند، دست به خودکشی می زنند.

طبق گفته مؤسسه ملی بهداشت روان امریکا، از هر ۱۷ فرد بالغ امریکایی ۱ نفر مبتلا به مشکلات جدی روانی است و والدین مبتلا به بیماری های روانی روی سلامت فرزندان خود هم تأثیر می گذارند.

محققان دانمارکی تحقیقات خود را در زمینه وجود مشکلات روانی در والدین و ارتباط آن با خودکشی فرزندان انجام دادند.

آن ها با کمک سیستم ثبت کشور دانمارک متولدین سال های ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۶ و تمامی موارد خودکشی را طی این سال ها مورد بررسی قرار دادند تا وجود این ارتباط را ارزیابی کنند.

بررسی ها حاکی از آن بود که خطر وقوع خودکشی در کودکان پیش از سن ۱۸ سالگی نسبتاً پایین است به طوری که از هر ۱۰ هزار کودک والدین مبتلا به بیماری های روانی تنها ۱ نفر دست به خودکشی می زند و از هر ۲ هزار کودکی که یکی از والدین او دچار مشکل روانی است تنها ۱ نفر خودکشی می کند.

تمام این مستندات حاکی از آن است که کودکانی که یک یا هر دو والد آن ها دچار بیماری های روانی چون شیزوفرنی و اختلالات روحی روانی هستند، بیشتر در معرض اقدام به خودکشی قرار دارند.

البته آمار نشان می دهد اکثر این گونه کودکان به چنین عملی دست نمی زنند.

محققان در میان ۵ میلیون نفر که در معرض خطر خودکشی قرار داشتند تنها ۱۸۷ خودکشی در بین کودکانی که یک والد مبتلا به مشکل روانی داشتند، پیدا کردند. ۶۰ کودک هم دارای والدی بودند که پیش از تولد به خار مشکل روانی در بیمارستان بستری شده بود.


 

نوشته شده توسط یلدا در شنبه 2 بهمن1389 ساعت 13:2 موضوع | لینک ثابت


کودکان آب بنوشند تا چاق نشوند


همه مي‌دانيم كه شيوه‌هاي زندگي امروزي ما زمينه افزايش بروز چاقي را در كودكان فراهم آورده است. وقتي صحبت از اين شيوه زندگي مي‌شود معمولا استفاده فراوان از فست‌فودها و نيز عدم تحرك كودكان و گذراندن وقت زيادي از اوقات فراغت كودكان در برابر تلويزيون به ذهن خطور مي‌كند. اگرچه تاثير اين موضوعات در بروز چاقي براي همه ما ثابت شده، ولي مولفه‌هاي ديگري از زندگي امروزي نيز بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد.

مطالعات جديد نشان داده‌اند كه در دسترس بودن آب براي كودكان در مدرسه به كاهش خطر اضافه وزن در آنها كمك خواهد كرد.

متاسفانه مصرف نوشابه‌ها و نيز آبميوه‌هاي حاوي شكر طي دهه اخير در بين كودكان و نوجوانان شيوع قابل توجهي يافته است. در مطالعه‌اي كه اخيرا در مجله علمي كودكان چاپ شده است، پژوهشگران آلماني دريافتند كودكاني كه تشويق به نوشيدن آب در مدرسه مي‌شوند، در بيش از يكسال، يك سوم كمتر از ساير بچه‌ها دچار اضافه وزن مي‌گردند. در اين مطالعه كه حدود 3000 نفر از دانش‌آموزان دوم و سوم ابتدايي در 32 مدرسه دو شهر آلمان را در برمي‌گرفت، 17 مدرسه به منبع تامين آب فيلتر شده مجهز بودند و به دانش‌آموزان بطري‌هاي قابل استفاده مجدد داده شد كه بتوانند در كلاس نيز آب در اختيار داشته باشند. بعلاوه چهار جلسه درس براي آموزش اهميت نوشيدن آب برگزار گرديد. 15 مدرسه ديگر بعنوان كنترل و براي مقايسه بودند. بعد از يك سال ميزان خطر افزايش وزن در كودكان مدرسه‌هايي كه آب در دسترس آنان بود به ميزان 30 در صد كمتر از گروه كنترل بود. اين برنامه بويژه درمورد بچه‌هايي كه در مرز اضافه وزن بودند، بيشتر سودمند بود.

مكانيسم اثر اين كه چگونه نوشيدن آب در كودكان از افزايش وزن آنان جلوگيري مي‌نمايد دقيقا مشخص نيست. به نظر مي‌رسد كه مصرف آب توسط كودكان در مدرسه باعث كاهش دريافت نوشيدني‌هاي شيرين شده توسط آنها مي‌شود. مطالعات انجام شده در بزرگسالان نشان داده است كه نوشيدن آب بر متابوليسم اثر داشته و باعث افزايش سوخت و ساز بدن مي‌شود. بر همين اساس در بزرگسالان توصيه آن است كه در روز 8 ليوان آب بنوشند. در كودكان اگرچه اين تاثير به اثبات نرسيده ولي قطعا مصرف منظم آب در تنظيم وزن مفيد است. اين كه چه ميزان آب در كودكان بايد طي روز استفاده شود بسته به شرايط محيطي و نيز ميزان فعاليت بدني كودكان متفاوت است. البته توصيه آن است كه در حين وعده غذايي حتي الامكان از آب استفاده نشود.

نكته عملي: آب بهترين نوشيدني براي حفظ سلامتي كودكان و نيز كنترل وزن آنان است. آموزش كودكان توسط والدين و نيز معلمان مي‌تواند براي ترغيب كردن بچه‌ها به نوشيدن آب بيشتر موثر واقع شود. البته تاثير‌گذاري اين آموزش منوط به دسترس گذاشتن آب از يك طرف و نيز مصرف بيشتر آب توسط خود والدين و نيز معلمان است.

برگرفته از پارسي طب


 

نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه 26 دی1389 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


چگونه كودك را از شير بگيريم؟

حدود ۶ـ۵ ماهگی باید به‌تدریج شیرخوارتان را با غذاهای جامد آشنا کنید.
اگر در این سنین فرزندتان غذای بیشتری می‌خورد یا رشد او بدون دلیل خاصی (از نظر پزشکی) کاهش پیدا کرده زمان استفاده از غذای کمکی است. در این مرحله می‌توانید کودک را به‌تدریج با غذا آشنا کنید و هر بار مزه جدیدی را به او معرفی کنید. برای شروع غذای کمکی بهتر است از غذاهای نرم و نیمه جامد مانند فرنی، حریره بادام و سوپ استفاده کنید.
غذاهای آماده کودک یا سرلاک، هویج پخته و نرم‌شده، سیب‌زمینی آب‌پز، موز و هلوی له شده هم می‌توانند شروع خوبی برای آشنایی کودکتان با طعم‌های جدید باشند.
بهتر است برای آشنایی فرزندتان با مزه‌های جدید زمان خاصی مثلا هنگام صبحانه یا ناهار را در نظر بگیرید.
در ضمن هرگز با زور سعی نکنید او را مجبور به خوردن کنید. به حالت چهره او هنگام غذا خوردن توجه کنید و اگر رویش را برگرداند یا چهره در هم کشید، اصرار نکنید چون به احتمال زیاد یا سیر شده و یا غذا را دوست ندارد.
در غذاهایی که در این دوران به کودکتان می‌دهید بهتر است از قند، نمک، خشکبار و دانه‌های روغنی، شیر گاو، تخم‌مرغ، ماهی و غذاهای دریایی (تا ۲ سالگی)، مرکبات و مواد غذایی سفت استفاده نکنید.
● از شیر گرفتن
زمانی که کودک شیرخوارتان توانست روزانه حداقل یک وعده و هر بار چند قاشق غذا بخورد، زمان آن فرا رسیده است که دفعات غذای کمکی او را افزایش دهید. با هر وعده غذا و در طول روز به شیرخوار آب جوشیده سرد شده یا نوشیدنی‌های مناسب دیگر بنوشانید برای این کار از شیشه شیر یا یک فنجان کوچک پلاستیکی استفاده کنید. با افزایش حجم غذاها و مایعاتی که کودک در طول روز دریافت می‌کند، نیاز او به استفاده از شیر کاهش پیدا می‌کند.
برخی کودکان پس از استفاده از غذاهای جامد به تدریج علاقه خود را به شیر مادر و یا شیرخشک از دست می‌دهند و به اصطلاح، خود به خود از شیر گرفته می‌شوند.
اگر کودکتان قادر به خوردن غذاهای جامد است و با فنجان یا شیشه شیر هم می‌تواند به اندازه کافی مایعات بنوشد، زمان آن فرا رسیده که او را از شیر بگیرید. بنابراین دفعات شیردهی را به یک یا دو بار در روز کاهش دهید و زمانی که کودک از خوردن یک وعده غذا خودداری می‌کند، به جای غذا به او شیر ندهید.
اگرچه ممکن است این کار برای شما کمی سخت و دشوار باشد اما به یاد داشته باشید فرزندتان یک مرحله از رشد را با موفقیت پشت‌سر گذاشته و حالا باید آماده ورود به مرحله بعدی شود.
بعد از ۶ ماهگی شیر به تنهایی پاسخگوی نیازهای تغذیه‌ای شیرخوار نیست و اگر شیردهی را مانند گذشته ادامه دهید دیگر اشتهایی برای غذاهای کمکی باقی نخواهد ماند.
● کودکان نوپا
کودکان نوپا (بین یک و نیم تا دو سالگی) تا حدودی قادر به استفاده از غذای خانواده و هضم آن هستند. هر ماه هم توانایی آنها برای اینکه غذایشان را به تنهایی بخورند، بیشتر می‌شود و حتی می‌توانند از قاشق و فنجان کوچک برای این کار استفاده کنند.
اگر کودکتان از غذا خوردن امتناع می‌کند، هرگز برای ترغیب او از تنقلاتی مانند بیسکویت، پفک و شکلات استفاده نکنید چون در نهایت نه‌تنها به مقصدتان نخواهید رسید، بلکه با این تنقلات بی‌خاصیت، او را سیر خواهید کرد.
بیشتر مشکلات مربوط به تغذیه کودکان با حفظ آرامش برطرف می‌شود؛ در نتیجه نباید در مورد تغذیه فرزندتان مضطرب و نگران باشید چون این نگرانی در اغلب مواقع بی‌مورد است.
اگر کودکتان تمام وقت مشغول فعالیت و جست‌وخیز است و لحظه‌ای آرام و قرار ندارد، به احتمال زیاد به اندازه کافی غذا خواهد خورد در صورتی که کودکتان فقط یک وعده غذایی را با اشتها می‌خورد و وعده دیگر بی‌اشتهاست و در طول روز مواد غذایی مختلفی می‌خورد، خطری متوجه سلامتی او نخواهد بود، البته در صورتی که تغذیه مناسب، متنوع و طبیعی را رعایت کنید و مواد غذایی بی‌خاصیت و بسیار شیرین، چرب یا شور مثلا شکلات و پفک کمترین نقش را در تغذیه او داشته باشند.
● راز تشویق
وقتی کودکتان خوب غذا می‌خورد، از او تعریف و تمجید زیادی کنید و اگر غذای کمی خورد، او را مجبور به غذاخوردن نکنید. توجه داشته باشید که بهترین پاداش برای کودکان و تثبیت رفتارها و عادت‌های خوب آنها، تعریف و تحسین است.
هرگز این تعریف را به تاخیر نیندازید و بلافاصله بعد از کار خوب او، تشویق کنید. از رشوه‌دادن به فرزندتان هم جدا خودداری کنید. توجه داشته باشید که رشوه با تشویق متفاوت است.زمانی که بعد از کار خوبی به کودکتان پاداش می‌دهید، در‌واقع او را تشویق کرده‌اید و زمانی که برای تغییر رفتار بد او به او چیزی می‌دهید تا شاید اصلاح شود، به او رشوه داده‌اید.
کودکان به‌جز غذاخوردن، از همراهی با جمع خانواده لذت می‌برند، بنابراین پس از اینکه بچه نشستن یاد گرفت، او را سر سفره یا میز غذا ببرید. برای نشستن کودک سر میز غذا باید از صندلی‌های بلندتر و پشتی‌دار استفاده کنید. جمع شدن همه اعضای خانواده سر میز با وجود همه دشواری‌هایش تا حدود زیادی از دردسرهای شما در غذا دادن به فرزندتان جلوگیری خواهد کرد.
بهتر است حداقل روزی یک وعده همه اعضا خانواده دور یک میز یا سفره با هم غذا بخورند. ارتباط بین اعضای خانواده در هنگام غذا خوردن کمتر از ارزش مواد غذایی که دریافت می‌کنند نیست. کودکان هنگامی که با والدین خود غذا می‌خورند به مرور آداب درست غذا خوردن را می‌آموزند.
قوانین غذا خوردن را خیلی ساده و روشن برای فرزندتان توضیح دهید و یادآور شوید بچه‌ها هم مانند سایر اعضای خانواده باید سر سفره یا میز غذا بخورند و اجازه ندارند غذاهایشان را جای دیگری مثلاً جلوی تلویزیون بخورند.
اگر انتظارات شما از فرزندتان متناسب با سنش باشد و نوع و مقدار غذا را متناسب با سن او در نظر بگیرید، دیگر غذا خوردن به یک کشمکش و دغدغه دائمی در خانه شما تبدیل نخواهد شد.
علاقه یا عدم علاقه کودک به غذاهای مختلف حق طبیعی اوست و نباید او را به خوردن غذاهایی که دوست ندارد وادار کنید. این کار شما نه تنها علاقه‌ای در او برنمی‌انگیزد بلکه باعث تنفر و انزجار بیشتر او خواهد شد. اگر بچه شما غذاهای خاص و مشخصی مثلاً گوشت، قارچ، تخم‌مرغ و غیره را دوست ندارد بهانه‌گیر نیست بلکه فقط از این غذای خاص خوشش نمی‌آید اما اگر غذاهایی که دوست ندارد متغیر هستند به احتمال زیاد در حال بهانه‌گیری است.
درباره غذاهایی که کودکتان دوست ندارد خیلی سختگیری نکنید چون با بزرگ‌تر شدن او علایق غذایش گسترش پیدا خواهد کرد و ممکن است بسیاری از غذاهایی که تا مدت‌ها از خوردنشان خودداری می‌کرد را دوست داشته باشد اما در مورد بهانه‌گیری وضعیت فرق می‌کند. این نوع بهانه‌گیری‌ها پایان‌ناپذیر است و فهرست غذاهایی که کودک بهانه‌گیر دوست ندارد و نمی‌خورد کم‌کم طولانی‌تر می‌شود.
بهانه‌گیری کودک ممکن است تا جایی پیش برود که در نهایت فقط نان و مربا بخورد. این بهانه‌گیری‌ها غذا خوردن را در خانه مبدل به عذاب و در خارج از خانه غیرممکن می‌کند. این کودکان از غذا به عنوان ابزاری برای تسلط و کنترل به والدینشان استفاده می‌کنند.
اگر کودک شما بر سر غذا بهانه‌گیری می‌کند، قبل از هر چیز از کوچک‌ترین زمان‌هایی که او بدون بهانه‌گیری غذا می‌خورد برای تشویقش بهره ببرید.
هرگز چند نوع خوراکی یا غذا به فرزندتان پیشنهاد ندهید تا او یکی را انتخاب کند. بهتر است تا حد امکان همه اعضای خانواده غذای یکسانی بخورند. پس چند نوع غذا نپزید، چون با این کارتان او را بد عادت می‌کنید. اما اگر از غذا خوردن او راضی هستید می‌توانید بعد از ۵ سالگی به او حق انتخاب بین دو، سه نوع غذا را بدهید و سپس آن غذا را برایش تهیه کنید.
اگر فرزندتان غذایش را نمی‌خورد او را تا پایان غذا سرسفره یا میز غذا ننشانید. کودکان نوپا در لجبازی ماهر هستند و به احتمال زیاد شما را خسته خواهند کرد. بنابراین باید با او سازش کنید مثلا می‌توانید به او بگویید سه قاشق از غذایش را بخورد و بعد از جایش بلند شود. در این موارد هرگز باقیمانده غذای او را خودتان یا سایر اعضای خانواده نخورید. در ضمن از شکلات و بیسکویت هم به عنوان رشوه استفاده نکنید، او باید بداند که اگر غذایش را نخورد چیز دیگری به جای غذا به او داده نخواهد شد.کودکان را تشویق کنید خودشان غذایشان را بخورند حتی اگر این کار در ابتدا باعث طولانی شدن زمان غذا خوردن و کثیف کاری شود. کودکان باید یاد بگیرند هنگام غذا خوردن از کلماتی مانند لطفا و متشکرم استفاده کنند.

کلمات کلیدی مطلب : تغذیه کودک - کودک -برگرفته از سايت پارسي طب


 

نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه 26 دی1389 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت


اگر کودکی همزمان دو زبان را فراگیرد آیا مراحل فراگیری زبان اول در مورد هر دو زبان رخ میدهد?


سوال فوق را یکی از خوانندگان محترم از خانم خسروجردی نویسنده مقاله زبان آنموزی کودک پرسیده بودند که جواب زیر برای وبلاگ ارسال شد. 

اگر كودك در خانه، به طور همزمان و به ميزان مساوي در معرض هر دو زبان قرار گيرد مراحل فرا گيري زبان اول در مورد هر دو زبان طي ميشود و اين شرايط تنها زماني محقق مي شود كه پدر به يك زبان و مادر به زباني ديگر سخن بگويد تا كودك در خانه به طور همزمان،  در معرض هر 2 زبان قرار گيرد (گر چه در اين شرايط نيزكودك ، داده هاي مساوي از  هر دو زبان دريافت نمي كند).ولي  حقيقت آنست كه هيچگاه در عالم واقع،  چنين شرايطي مهيا نمي شود؛ زيرا  دو فرد با 2 زبان مادري متفاوت نمي توانند با يكديگر زندگي نمايند مگر آنكه لا اقل يكي از آن دو، زبان ديگري را بداند و يا هر دو،  علاوه بر زبان مادري، زبان مشترك ديگري بدانند.  در اين صورت فرزند آنها  آن زباني را به عنوان زبان مادري مي آموزد كه والدين براي ارتباط با يكديگر  به كار مي برند و آن،  زبان يكي از  والدين  و يا يك زبان ميانجي  است .بنا براين، اين كودكان نيز مانند  كودكان والدين يك زبانه ، تنها يك زبان اول مي توانند داشته باشند و زبان والد ديگر را به عنوان زبان دوم  مي آموزند. كودك زبان اول را فرا مي گيرد در حاليكه  زبان دوم راياد مي گيرد. ياد گيري زبان والد ديگر، در كودكان  والدين 2 زبانه،بسيار سريعتر و آسانتر  ازياد گيري همان زبان در كلاس   توسط كودكان والدين يك زبانه صورت مي گيرد. زيرا اين ياد گيري به طور قطع درهمان اوايل  دوران بحراني (critical period) آنها و در محيط زبان دوم كه توسط والد فراهم مي شود ، رخ مي دهد ولي روند ياد گيري آن با فراگيري زبان اول متفاوت است؛گر چه هنوز به اين سئوال كه آيا كودك مي تواند زبان دوم را به همان طريقي كه زبان اول را فرا مي گيرد بياموزد يا خير،  پاسخ روشني داده نشده است .يقينا تشابهاتي وجود دارد ولي به طور قطع اين 2 روند نمي توانند يكسان باشند.

نویسنده: نرجس خسروجردی


 

نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه 26 دی1389 ساعت 20:37 موضوع | لینک ثابت


راهکارهایی برای حل حسادت فرزند دوم

آفتاب-زهرا مرعشی: ورود نوزاد دوم به خانواده برای کودک اول، بحران بزرگی را به وجود می‌آورد. او که تا آن زمان مورد توجه والدین بوده‌است با آمدن نوزادی دیگر موقعیتش را در خطر می‌بیند و احساس ناخوشایندی پیدا می‌کند. 

از یک طرف دوست دارد به او بپیوندد و از طرفی احساس می‌کند جایگاه خود را از دست داده است. حالا برادر یا خواهر جدید، مرکز توجه والدین شده است. پس روی تخت او می‌خوابد، او اصرار دارد شیشه شیر را در دهانش بگذارد، نوزاد را در بغل گرفته محکم می‌فشارد.

یکی از شایع‌ترین واکنش‌هایی که اغلب کودکان موقع بروز عمل رقابت از خود نشان می‌دهند حسادت است. حسادت که به معنی رشک بردن، بدخواهی و نابودی نعمت و مقام کسی را خواستن است، صفت مذموم و ناپسندی به شمار می‌رود. 

حسادت که در بین همه اقشار و طبقات اجتماعی و در همه سنین وجود دارد، یکی از رفتارهای شایع کودکان و نوجوانان است.

نوع و میزان و شدت حسادت، به زمان و مکان و سن و جنس کودک بستگی دارد. درباره حسادت تعاریف متعددی ارائه شده است که به دو مورد آن اشاره می‌شود. حسادت: واکنش کودک نسبت به از دست دادن محبت واقعی یا ذهنی والدین و نزدیکان که به صورت رفتارهای مزاحم بروز می‌کند. تعریف دیگر حسادت: نوعی خشم یا

یكی از شایع‌ترین واكنش‌هایی كه اغلب كودكان موقع بروز عمل رقابت از خود نشان می‌دهند حسادت است
ترس که از احساس حقارت و محرومیت یا اضطراب حاصل می‌شود..

گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می‌دهند. مثلا رختخواب خود را تر می‌کنند و یا به مکیدن شست خود مبادرت می‌ورزند و گاهی اوقات از خوردن غذا خودداری می‌کنند و یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می‌دهند.

از جمع، گوشه‌گیری و تظاهر به بی‌اعتنایی می‌کنند، با رقیب خود دشمنی و بدرفتاری می‌کنند و از شخص مورد علاقه دوری می‌کنند.

هدف بچه‌ها از اجرای این گونه اعمال، جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است. در حقیقت آنها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می‌کنند. حسادت در میان بچه‌ها در سال‌های سوم و چهارم زندگی بیش از سایر اوقات است..

او را با مسئولیت نگهداری نوزاد درگیر کنید. از او بخواهید پوشک نوزاد را برایتان بیاورد. وقتی شما در اتاق نیستید او را سرگرم کند. هنگامی که نوزاد گریه می‌کند آرام به پشت نوزاد بزند و او را ساکت کند، اگر اصرار دارد نوزاد را در آغوش بگیرد با رعایت نکات ایمنی این اجازه را به او بدهید. این که کودک 5 ساله به نوزاد حسادت کند امری طبیعی است. 

او مجبور است شرایط جدیدی را تحمل کند. از این پس در هر آنچه داشته، باید با دیگری شریک شود. احساس او را درک کنید. اوقاتی را به او اختصاص دهید. حتی زمانی خیلی کوتاه او را در آغوش بگیرید. اگر عادت داشته روی زانوی شما بنشیند باز هم این امکان را در اختیارش قرار دهید.

توصیه‌ای که به والدین می‌شود، این است که قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را برای بچه‌ اول توضیح دهند و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفی تنهایی را برایش بیان
هدف بچه‌ها از حسادت جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است
کنند. از طرف دیگر بعد از تولد فرزند دوم این مساله را رعایت کنند که تمام حواس‌ها و ذهن‌ها عطف به بچه دوم نشود و در تمام کارها از بچه اول کمک گرفته و آن را در بزرگ کردن بچه دخیل کنند. 

اهمیت دادن به کودک و نظرخواهی از او این احساس را در کودک به وجود می‌آورد که هنوز برای خانواده‌اش عزیز و محترم است و احساس بزرگی می‌کند. برای کودکی که به نوزاد جدید و حسادت می‌کند راه‌های زیر را پیشنهاد می‌کنیم:

او را در فعالیت‌های مربوط به شیرخوار شرکت دهید تا احساس طرد شدن نکند. رفتارهای مناسب کودک را تشویق کنید؛ مثلا بگویید از این که در عوض کردن لباس کوچولو به من کمک کردی متشکرم. تو خیلی خوب کمک می‌کنی. به او یاد بدهید چگونه نوزاد را بغل کند و در طول روز به او اجازه بدهید نوزاد را در آغوش بگیرد. 

واکنش‌های نوزاد را برایش توصیف کنید، مثلا بگویید: او دوست دارد تو به آرامی با او رفتار کنی. این توضیحات موجب بهتر شدن روابط بین آنان و لذت بردن از وجود یکدیگر خواهد شد. به علاوه زمانی که خانواده و بستگان شما فرزند جدید را ملاقات می‌کنند به آنها یادآوری کنید که به کودک بزرگتر نیز توجه کنند.

 زمانی را در طول روز به کودک اختصاص دهید و حتی سعی کنید چند دقیقه با او تنها باشید. احساس خود را به کودک نشان دهید و به او بگویید که دوستش دارید تا او نیز احساسات خود را برای شما بیان کند.

کودک بایستی بفهمد که آسیب رساندن به نوزاد پذیرفتنی نیست و با انضباط خاصی با او برخورد خواهد شد. در صورتی که با رعایت نکات گفته شده، همچنان با کودک خود درباره فرزند جدید مشکل دارید، بهتر است از مشاوران روان‌پزشک و یا روان‌شناس کودک بهره بگیرد.


 

نوشته شده توسط یلدا در سه شنبه 21 دی1389 ساعت 13:33 موضوع | لینک ثابت


كتاب كودك


سه کتاب جدید در حوزه فلسفه برای کودکان منتشر شد
سه کتاب جدید درحوزه فلسفه برای کودکان با عناوین ارتباط با کودکان از طریق داستان، لیزا کودکی در مدرسه و داستانهایی برای فکر کردن از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب "ارتباط با کودکان از طریق داستان" ترجمه منیژه بهبودی و سید جلیل لنگرودی است که به زبانی ساده به والدین نشان می دهد چگونه داستانهایی خلق کند که کودکانشان به کمک آنها بتوانند مفاهیم جدید را کشف کند.

در این کتاب راهنما پیشنهاداتی به والدین شده که براساس آنها می توانند به روشی نامحسوس و درعین حال مستقیم وارد زندگی کودکانشان شوند.

کتاب "لیزا، کودکی در مدرسه" نوشته متیو لیپمن و ترجمه حمیده بحرینی ویژه مقطع راهنمایی است و راهنمای آن با عنوان "کند و کاو اخلاقی" ارائه شده است. این داستان روی موضوعاتی مانند خوب بودن و طبیعی بودن، راست و دروغ و حقوق کودکان متمرکز شده است و حتی موضوعاتی مانند حقوق حیوانات را نیز مورد توجه قرار داده است. مسائل مطرح شده در این کتاب شبیه مسائلی است که ما عموما در دوره بلوغ فکری با آن مواجه می شویم.

شخصیتهای داستان لیزا می کوشند از مسائل اطرافشان سر در بیاورند. حمیده بحرینی مترجم کتاب نیز از فعالان حوزه فلسفه برای کودکان است که تا کنون دو اثر دیگر را با نامهای " در آمد جدید به فلسفه اخلاق" و " پرسیدن مهمتر از جواب دادن است" را ترجمه کرده است.

کتاب "داستانهایی برای فکر کردن" نیز تألیف رابرت فیشر و ترجمه سید جلیل شاهرودی لنگرودی است. این کتاب مجموعه ای از  30 داستان از فرهنگهای مختلف برای کودکان 7 تا 11 سال است که هم از آنها لذت ببرند و هم درباره آنها فکر کنند. این کتاب در واقع می تواند در آمدی بر راه های استفاده از داستان برای ارتقای فکر و یادگیری در کودکان نیز تلقی شود.

هریک از 30 داستان این کتاب براساس مضمونی خاص نوشته شده است. مضامینی چون خشم، زیبایی، زورگویی، جرأت، ترس و مرگ از این جمله هستند. بعد از هر داستان هم دو مجموعه سؤال و یک مجموه تمرین با عنوان فعالیتهای دیگر آمده است که والدین می توانند با طرح آنها برای کودکان به یادگیری بیشتر آنها کمک کنند.
 

خبرگزاري مهر


 

نوشته شده توسط یلدا در سه شنبه 21 دی1389 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت


آیا تنبیه بدنی شیوه مناسبی برای تربیت کودکان است؟

بی شک تنبیه بدنی سبب مطیع ساختن آنی کودک می شود، اما در عین حال میتوان از آن همردیف آزار جسمی نیز یاد کرد. آیا والدین باید فرزندان را تنبیه کنند یا باید پدر و مادر ها را از انجام این کار منع نمود؟


 

در برخی خانواده ها، استفاده از تنبیه بدنی به منظور تادیب کودکان، از محدوده استعمال بالایی برخوردار می باشد. این موضوع در محافل روانشناسی و اجتماعی همیشه جزء مقوله های بحث برانگیز به شمار می رفته اند. برخی از روانشناسان کودک بر این باورند که تنبیه بدنی مانع رشد فیزیکی و روحی کودک می شود. در تحقیق فراگیری که 88 مطالعه موردی متنوع را در بر می گرفت، خانم دکتر الیزابت تامسون گرشوف، روانشناس و مدیر مرکز حمایت از کودکان بی سرپرست دانشگاه کلمبیا، جنبه های مثبت و منفی تنبیه جسمانی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. نتیجه پژوهش های وی به همراه گزارش های متفاوت آن، در جولای سال 2007 در پژوهشنامه روانشناسی آمریکا به چاپ رسید.

   

در این تحقیق 62 ساله ارتباط میان استفاده والدین از تنبیهات جسمانی و رفتار و تجربیات کودکان مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیقات مواردی نظیر: تسلیم آنی کودک، درونی شدن اخلاقی، کیفیت ارتباط کودک با والدین، و آزار جسمی وارده از جانب والدین هم در دوران کودکی و هم در دوران بزرگسالی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین مقوله هایی نظیر سلامت روانی، پرخاشگری، و رفتارهای مجرمانه و ضد اجتماعی فرد در دوران بلوغ نیز بررسی شد. همچنین تنبیه بدنی فرزند و همسر در افرادی که خودشان در کودکی مورد تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند نیز ارزیابی شد.

   

دکتر تامسون ارتباط تنگاتنگی میان تنبیه بدنی و روحیات و اخلاقیات همه کودکانی که در معرض تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند، پیدا کرد. 90% از کودکان، رفتارهای جامعه ستیز و پرخاشگرانه از خود بروز می دادند. تنها تاثیری که تنبیه بدنی در کودک القا میکرد، پذیرش سریع خواست والدین بود.

   

بیشترین تاثیرات این نوع تنبیه، یکی پذیرش سریع از جانب کودک و دیگری وارد آمدن آسیب بدنی به او بود. تامسون معتقد است که این دو مورد، پیچیدگی مبحث تنبیه بدنی کودکان را بیش از پیش افزایش می دهند.

   

دکتر تامسون در گزارش های خود اینطور می نویسد که: "مناقشه و مجادله پیرامون این مبحث با آسیب های جسمانی که بر روی بدن کودک ظاهر می شوند و سپس پذیرش آنی خواست والدین از سوی دیگر، بالا می گیرد. توافق عام بدین شرح است که تنبیه بدنی کودک را به سرعت مجاب به عمل بر طبق خواست والدین می نماید؛ اما در عین حال آسیب های جسمانی که به این واسطه به کودک وارد می شود را نیز نباید نادیده گرفت. این آسیب های جسمانی به منزله نوعی سوء رفتار از جانب والدین نسبت به کودک قلمداد می شوند."

   

در عین حال تامسون اظهار می دارد که همه کودکانی که قربانی تنبیه بدنی می شوند در بزرگسالی پرخاشگر نشده و باید در نظر داشت که همه آنها مرتکب جرم نمیشوند. تعدا زیادی از عوامل محیطی مانند ارتباط فرزند با والدین می تواند تاثیرات سوء این نوع تنبیهات را کاهش دهد. اما در نظر گرفتن کلیه عوامل دخیل با توجه به گزارش های شخصی والدین و تعاریف تنبیه متعارف، کار دشواری است.

   

در نهایت دکتر تامسون استنتاج می کند که: "تنبیه جسمانی در خانواده های متفاوت بسته به تعداد دفعات تکرار، میزان شدت استفاده شده، میزان برآشفتگی احساسی در زمان تنبیه، و اینکه آیا آنرا با انواع تنبیه های دیگر آمیخته می سازند یا خیر، متفاوت می شود. بسته به شرایط خاص، انواع متفاوتی از نتایج و مشکلات به وجود خواهد آمد."

   

تحقیقات حاکی از این امر هستند که تعداد دفعات تکرار و میزان شدت تنبیات از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. هر چقدر کودک بیشتر و محکم تر مورد اصابت قرار بگیرد، احتمال اینکه پرخاشگری در او افزایش پیدا کند، بیشتر می شود. در این شرایط احتمال بروز سوء رفتار و به خطر افتادن سلامت روحی او نیز امکان پذیر خواهد بود.

   

در حالیکه ماهیت تحقیق، رابطه معملولی میان تنبیه جسمانی و اخلاق کودک را منع می کند، در عین حال در مورد این مطلب که تنبیه جسمانی چه نتایج منفی را میتواند در بر داشته باشد نیز مطالب متعددی را به رشته تحریر در می آورد. از سوی دیگر تنبیه جسمانی عواقب خطرناکی را برای کودک به همراه دارد. از جمله این موارد می توان اظهار داشت که کودک به درستی تفاوت میان درست و غلط را یاد نمی گیرد، همچنین به دلیل ترسی که در وجود او ایجاد می شود دیگر هیچ گاه در حضور والدین نافرمانی نمی کند، اما زمانیکه والدین خود را در نزدیکی خود نمی بیند شروع به بد رفتاری کرده و دست به کارهای نادرست می زند.

   

در تفاسیری که پیرامون مطالعات دکتر تامسون نوشته شده، دکتر جرج هلدن از داشنگاه آستین – تگزاس در مورد نتایج تحقیقات تامسون اینچنین می نویسد که: "با توجه به یافته های تحقیقات گسترده تامسون می توان ادعا کرد که تنبیه بدنی نه تنها نمی تواند سودمند باشد، بلکه می تواند موجبات بروز آسیب های جبران ناپذیری را نیز فراهم آورد." هلدن معتقد است که جامعه روانشناسی به هیچ وجه نباید حامی تنبیه بدنی به عنوان روشی برای تادیب باشد.

   

برخی دیگر از پژوهشگران نیز بر این باورند که چون نتایج تحقیقات تامسون بیشتر بر روی تنبیهات شدید و افراطی تاکید دارد، نمی توان برداشت مناسبی از تنبیه نرمال و هنجار پسندانه کرد.

   

در این تحقیقات تعریف مناسبی از تنبیه متعادل به میان نیامده است. آنها همچنین بر این باورند که ارتباط دادن بیش از اندازه میان تنبیهات بدنی و آزار جسمانی ثابت نمیکنند که تنبیه های متعادل و هنجار پسندانه می توانند ریسک ایجاد آزارهای جسمانی وارده به کودک را کاهش دهند.

   

جمع کثیر دیگری از دانشمندان نیز بر این باورند که برخی از والدین هستند که به هنگام تنبیه فرزند خود احساساتی شده، کنترل خود را از دست می دهند و ممکن است نتوانند کودک را به طور مناسب تنبیه کرده و باعث آزار و اذیت او شده و به او آسیب وارد می آورند. بنا به این دلیل بهتر است افرادیکه این تعادل را در خود نمی بینند از تنبیه بدنی به عنوان یک روش مناسب برای تربیت فرزند خود استفاده نکنند چرا که جز جنبه های منفی چیز دیگری برای آنها در بر نخواهد داشت؛ اما مبحث مورد بحث تنها این نیست که چون برخی از والدین بیش از اندازه در تنبیه بدنی به جلو پیش می روند، پس نباید کودکان خود را تنبیه کنند، بلکه مجادله بر سر این موضوع است که بهتر است خانواده ها برای تربیت فرزندان خود به هیچ وجه از تنبیه بدنی استفاده نکنند.

   

در این رابطه پژوهشگران ادعا می کنند که خود والدین هم تمایلی به گزارش دادن تنبیهات شدیدی که در قبال فرزندان انجام می دهند، ندارند و معمولاً نمی توان آمار دقیقی از میزان تنبیهات شدید بدنی کودکان بدست آورد.

   به هر روی تا زمانیکه محققان، متخصصان بالینی، و والدین نتوانند به طور قطعی آثار مثبت تنبیه بدنی را به اثبات برسانند، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که تنبیه بدنی هیچ گونه عواقب منفی را در بر ندارد، ما به عنوان روانشناس مسئول هستیم و نمیتوانیم تنبیه بدنی را به عنوان یک شیوه برای تادیب کودک به والدین توصیه کنیم، بلکه در عین حال باید والدین را نسبت به این مسئله هشدار هم بدهیم.


منبع : www.mardoman.com


 

نوشته شده توسط یلدا در پنجشنبه 8 مهر1389 ساعت 9:51 موضوع | لینک ثابت


این روزها همه چیز داره بیداد می کنه ُ فقر ُخستگی وفشار های که هر روز شانه های مردم

 سرزمینم رو افتاده تر وافتاده تر می کنه و واقعا نمی دونم تا کی وبرای چی باید این همه

فشار رو مجبوریم تحمل کنیم  مسئله ای دیگه که خیلی آزاردهنده وفاجعه بار تر  است حضور

کودکان در مترو هاست که در هر رده سنی شما می تونید ببینید که به جای بازی کردن وتخلیه

 کردن شور ونشاط کودکی باید به فکر فروختن اجناسی باشند که در دستهای کوچکشان

سنگینی می کند براستی چه کسی پاسخگویی این همه جنایت وبی رحمیست براستی 

خاصیت این سازمانهای اسم و رسم دار چیست؟


 

نوشته شده توسط یلدا در دوشنبه 8 شهریور1389 ساعت 14:35 موضوع | لینک ثابت